رازق فانی را با مجموعه ابر و افتاب شناختم

.رازق فانی  را پسان ها شناختم ، درامریکا . باچاپ مجموعه ی ابر وآفتاب ش بیشتر آشنایم شد.  برایم ارج پیدا کرد درابرو آفتاب فانی  شعر هایش را سره کرده بود.  بهترین هایش را برگزیده بود.  کمتر شاعرو نوسینده ی را … Continued

استاد جاوید و رادیو نقش های جاودان

سال ۱۹۹۴ بود تازه رادیو نقش‌های جاودان‌ را شروع کرده بودم. در آنروز‌ها شهر فریماند که در حومه سانفرانسسکو قرار داشت شهری بود با کم و بیش بیست هزار باشنده افغان. جامعه افغانی با هم خیلی نزدیک بودند. رفت و آمد‌ها … Continued

قصه ی یک عکس و یک شب

عکس من و خانم هنگامه با رییس جمهور داود خان در یک شب تاریخی ، یک عکس تاریخی است. ای عکس اول بار در پشت مجله ی پشتون ژغ برآمد. مجله ی نشرات رادیو سالها بعد از حوادث و رویداد های … Continued

چرا باید اصل و نسب خود را بشناسیم

می‌آیم به اصل مقصد. سوانح عمری و دانستن نسب برای اکثر اشخاص لازم وضروریست. اگر از گذشته ی خود بدانیم شایدکوشش کنیم که نظر به پدران خود به پیشرفت‌های بیشتر دست پیدا کنیم. . .  از احتیاج به دیگران نجات یافته … Continued

قصه ی کاکه علم

سخن خنده آور یک مو سفیدان که از جمله ملازمان آبا و اجداد ما بود به یادم آمد.  آن شخص محمد َعلم نام داشت چون در جوانی  کاکه بود در ریش سفیدی هم او را کاکه َعلم می‌گفتند. . . … Continued

«معرفی، یادداشت‌ها و خاطره‌های «میرزا عبدالقیوم خان

او پدربزرگ مادرم بود،جد ما و از خورد تا بزرگ خانواده او را بابه جان می‌گفتیم و بعضی‌ها که برای او خاص‌تر بودند خان بابا صدایش می‌کردند. همه از او حساب می‌بردند. او هرروز پیراهن وتنبان سفید و اتوکشیده‌ای در برمی‌کرد و یکی … Continued

رنگ آزادی

به خواهش دوست و همسفرم فریده انوری می‌نویسم.  ما چهار تن از همکاران  اداره هنر و ادبيات رادیو تلویزیون افغانستان به رسم احتجاج به اشغال شوروی وطن‌را ترک گفته بوديم. هنوز شش ماهی از سفر ما به پاکستان نگذشته بود.  ناگهان یک … Continued

«راصع «بلند مردی بلند اندیش

صفا و ادبش مرا مجذوب خودکرده بود. مرگش غافلگیرم کرد. ناگهانی بود. انتظار نداشتم. بعد از دوری‌ها و پراکندگی‌ها باز او را یافته بودم. به فیس بک به خاطر که دوستان گم‌شده پیدا کنم در زده بودم «راصع» از اولین کسانی … Continued

شعر سفر از کریمه ویدا

اهدا به همسفران نترسم: کریم خان اسحق زی، خانم عایشه  اسحق‌زی، فریده انوری، مریم محبوب، زلمی بابا کوهی، نیلوفر کریمی، ساره، الیاس، و عمر خودم. کریمه ویدا یکی از شاعر ان و تصنیف‌سازان بلند دست افغانستان است. در این سی‌وچند سال کمتر شعر … Continued

زن جوانی که رویای کودکی‌اش را تحقق بخشید

نیلوفر از طفلی وقتی پرندهٔ را می‌دید که پرواز می‌کند، به پرواز می‌اندیشد. کَلانترکه شد جلوه‌ی این خواست را در خود پررنگ‌تر یافت. وقتی به قصه‌های دور و پیشش گوش می‌داد جسته‌وگریخته می‌شنید، که پدرش می‌خواسته پیلوت هواپیما شود و … Continued

1 2